مطرود

اینجا از همه‌چیز و هیچ‌چیز حرف می‌زنم. احتمالاً.

(?)Maybe I'm the problem
23:18 1405/1/6 | Noa

گفتم من آدمی‌ام که همیشه از وابستگی منزجر و فراری بوده، همیشه از وابسته‌شدن وحشت داشتم و متنفر بودم از اینکه به کسی وابسته بشم؛ اما برخلاف تمام اینا، اگه کسی برام آدم امنی باشه، تا به خودم میام می‌بینم وابسته شدم، اونقدر که فکر می‌کنم اگه دیگه نباشه، تمام می‌شم.

گفت خیلی عجیبه؛ چون اصلا بهت نمی‌خوره از این آدمایی باشی که وابسته می‌شن، چه برسه اینجوری.

با خودم فکر کردم، شاید دلیلش همینه؛ شاید چون فکر می‌کنن برام مهم نیست، شاید چون فکر می‌کنن احساسی نسبت بهشون ندارم، شاید چون فکر می‌کنن اهمیت نمی‌دم، شاید چون فکر می‌کنن قرار نیست من درد بکشم، اینطوری رها می‌کنن. شاید واقعا من مشکلم.

درباره

شاید اینجا با کلمات، ردی از خودم به‌جا بذارم.

قدرت گرفته از بلاگیکس ©