I🔥I
16:36 1405/3/11 | Noa
چند روزه کارم شده هر روز پروپرانول خوردن. تپش قلبهای اعصابخردکن و بیدلیل. بالاخره کل موهامو قرمز کردم. فکر کردم اگه تغییری ایجاد کنم بهتر میشم اما تفاوتش اینه که حالا صرفاً یه غمگین موقرمزم. فقط حالا دلخوشیم اینه که وقتی از کوره در میرم و مدام عصبی هستم میتونم بگم موهامو نمیبینی مگه؟ انتظار این اخلاقم داشته باش دیگه. دور و برم هیچکس حالش خوب نیست. نمیدونم دیگه نگران کی باشم و اصلاً اگه من نگران باشم چیزی حل میشه یا نه. حل نمیشه. مگه تا حالا با نگران بودن کسی چیزی حل شده؟ تازه شاید این وسط حس عذابوجدان هم به بقیه بدی که بابت حال و شرایط بدشون نگران و بدحالی. این ناتوانی و استیصال کلافهام میکنه. نمیدونم. کاش خوب بودن. کاش خوب بودیم. همین.